درباره آقای ترجمه
- دارالترجمه رسمی 1017
- بهترین دارالترجمه رسمی در قلب تهران
- با کادری مجرب و خدمات حرفه ای

درباره آقای ترجمه
آقای ترجمه - دارالترجمه رسمی 1017
دارالترجمه رسمی آقای ترجمه، باتکیه بر بیش از۱۰ سال تجربه و تخصص جمعی از قدیمی های حوزه ترجمه رسمی و با مدیریت جناب آقای محمد هادی کرامتی، به عنوان دفتر ترجمه رسمی شماره 1017 در مهرماه سال 1402 فعالیت مستقل خود را آغاز کرده است.
ما که در طی سالیان گذشته به صورت همکار در دفاتر ترجمه رسمی فعالیت می کردیم، از نزدیک شاهد دغدغه ها و مشکلات مشتریان و فرآیندهای طولانی و طاقت فرسای اداری جهت ترجمه رسمی بودیم. برای همین با بنیان گذاری آقای ترجمه از ابتدای کار تلاش کردیم تا با سیستم سازی و به کارگیری کادر متخصص و حرفه ای، خدمات ترجمه رسمی را از سبک و سیاق قدیمی و میرزانویسی به خدمات ترجمه آنلاین و فوری تبدیل کنیم.
ما در دفتر ترجمه رسمی آقای ترجمه با فراهم سازی فضایی دلنشین و کادری مجرب و آموزش دیده، تلاش می کنیم تا با ارائه خدمات آنلاین، ترجمه دقیق و فوری، اخذ انواع تاییدات، مشاوره رایگان و پشتیبانی حرفه ای، خدمات ترجمه رسمی را با کمترین هزینه تا بالاترین کیفیت ممکن ارتقا دهیم.
اهداف ما- دارالترجمه رسمی 1017
بخشی از اهداف و ارزش های ما در آقای ترجمه ...

کیفیت و تخصص
ما با بکارگیری کادری مجرب و حرفه ای تلاش می کنیم تا بهترین و با کیفیت ترین خدمات ترجمه رسمی را با قیمت مصوب و در کوتاه ترین زمان ارائه دهیم.

مشتری مداری
در دفتر ترجمه رسمی آقای ترجمه می کوشیم تا با نهایت احترام، پاسخگویی سریع و ارائه بهترین راهکارها همراه و پشتیبان شما مشتریان عزیز باشیم

تسهیم دانش
در آقای ترجمه همواره می کوشیم که دانش و تجربه تخصصی خود را به اشتراک گذاشته و سهم کوچکی در ارتقای دانش و اطلاعات کاربران داشته باشیم
تیم ما
گلچینی از بهترین مترجمان و متخصصان ...

محمد هادی کرامتی
مدیر و مترجم مسئول

میترا جعفری
مدیر مالی و اداری

فاطمه محبی
مدیر ارتباط با مشتریان

مرضیه حسنی
مدیر تولید محتوا

حمید میرزابیگی
مدیر توسعه و پشتیبانی

رضا عیوضی
مدیر بازاریابی دیجیتال
داستان آقای ترجمه
قصه آقای ترجمه از کجا شروع شد؟
من محمد هادی کرامتی که عاشق عمران و مهندسی بودم، با تشویق خانواده در سال دوم دبیرستان رشته ریاضی و فیزیک را انتخاب کردم. کنکور دهه شصتی ها بود و رقابت سنگین! خلاصه قبول شدم ولی در دانشگاه آزاد. ما یک خانواده شش نفره داشتیم و مخارج دانشگاه آزاد بار سنگینی را روی دوش خانواده می گذاشت. برای همین تصمیم گرفتم تا یک سال دیگر برای کنکور تلاش کنم.
به پیشنهاد یکی از دوستانم که سال ها به کلاس زبان انگلیسی می رفت و با علایق من نیز آشنا بود، کنکور زبان هم شرکت کردم. رتبه نسبتا خوبی را در کنکور سراسری کسب کردم. ولی به دلیل یک اشتباه محاسباتی در مسافت تهران تا یزد و تهران تا همدان، انتخاب دانشگاه یزد را در اولویت قرار دادم. چهار سال دوری از خانواده و خوابگاه دانشجویی، سختی های خودش را داشت. رشته تحصیلی کارشناسی ادبیات انگلیسی را با اساتید تراز اول به پایان رساندم و به تهران بازگشتم. چند ماهی فرصت داشتم تا به سربازی بروم. تصمیم گرفتم در این مدت دنبال کار بگردم.


کار ترجمه زبانم خوب بود و از همان دوران دانشجویی کارهای ترجمه را برای دانشجویان انجام می دادم. روزی در روزنامه آگهی یکی از دفاتر ترجمه را دیدم که نیاز به همکار جهت ترجمه اسناد را داشتند. من که حتی با فضا و حوزه کاری دفاتر ترجمه آشنا نبودم، تماس گرفتم و برای آزمون به آنجا مراجعه کردم. مترجم مسئول آن دفتر که الان جزو یکی از بهترین اساتید و دوستانم هستند، مرا برای کار در دفتر ترجمه پذیرفتند. هشت ماه با علاقه کار کردم و با کار ترجمه رسمی در آنجا آشنا شدم. حالا وقت سربازی رفتن رسیده بود! چاره ای نبود و باید آنجا را ترک می کردم. وقتی که سرباز بودم از اوقات فراغتم استفاده کردم و خودم را برای کنکور ارشد آماده می کردم. سرانجام در همان رشته ادبیات زبان انگلیسی در دانشگاه خوارزمی قبول شدم.
اواخر دوران دانشجویی ازدواج کردم. هنوز کار ثابتی نداشتم و با برخی انتشاراتی ها، مجله وب، روزنامه جام جم و بعضی دفاتر جهت ترجمه غیر رسمی فعالیت می کردم و درآمد داشتم. بعد از ازدواج دنبال کار بودم. از این مصاحبه به آن مصاحبه… تا در یکی از شرکت های خصولتی در تهران مشغول شدم. حدود 10 سال بود که آزمون مترجمین رسمی برگزار نشده بود. بعد از چهار سال که در آن شرکت مشغول بودم، آزمون مترجمین رسمی برگزار شد. منابع آزمون را از کسانی که قبلا آزمون داده بودند، جویا شدم و شروع به خواندن کردم.
سرانجام روز موعود فرا رسید. محل آزمون مملو از جمعیتی بود که سال ها برای این آزمون به انتظار نشسته بودند. همین باعث می شد رقابت نفسگیر باشد. قبل از اینکه جواب آزمون بیاید، از طرف یکی از دفاتر ترجمه بزرگ و معروف تهران دعوت به کار شدم. با مشورت و بالا و پایین کردن، تصمیم به استعفا از آن شرکت گرفتم.
خلاصه با حقوق تقریبا دوبرابر در آن دفتر ترجمه مشغول به کار شدم، تا نتایج آزمون آمد و به لطف خدا من هم جزء قبول شدگان بودم. دوره کارآموزی ام را در همان دفتر ترجمه سپری کردم. بعد از آنکه پروانه ام را دریافت کردم از آنجا خارج شدم و در دفتر ترجمه دیگری به عنوان مترجم همکار مشغول به کار شدم. هر سال به فکر مستقل شدن بودم؛ ولی تحمیل هزینه های سنگین مالی، مانع از تصمیم گیری درست می شد.
حدود هفت سالی گذشت، تا اینکه یکی از همکاران عزیزم پیشنهاد داد که دنبال تاسیس دفتر باشم. بعد از مدت کوتاهی، به طرز شگفت آوری مکان موردنظر پیدا شد! حالا باید به دنبال تعمیر و بازسازی دفتر و تهیه اسباب و وسایل مورد نیاز دفتر می رفتم. چند ماهی طول کشید تا اینکه نهایتا در مهر ماه سال 1402 دفتر ترجمه رسمی 1017 آماده کار و خدمت رسانی به مشتریان محترم شد: جایی که امروز شما آنجا را به عنوان «آقای ترجمه» می شناسید.

همکاری با ما
ما در دفتر ترجمه رسمی آقای ترجمه، تلاش می کنیم بهترین و با کیفیت ترین خدمات ترجمه رسمی در کوتاه ترین زمان ارائه دهیم.
ما همواره کوشیده ایم تا با مسئولیت پذیری و رعایت اخلاق حرفه ای، رضایت مشتریان خود را جلب نموده و از کار درکنار یکدیگر لذت ببریم.
اگر شما هم علاقمند به همکاری با ما هستید، از طریق این فرم می توانید، پیام همکاری خود را بفرستید😊